تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

....

    بدیش این جاست که یکهو احساس برهنه بودن می‌کنی. یکهو می‌بینی هیچ خیال و رویایی نیست که آن را همچون شنل زورو روی ‏شانه‌هایت بیندازی و بجنگی و انگارت نباشد. چشم‌هایت می‌بیند، اما دیگر ذهنت با خیال‌های او نمی‌تواند آرامت کند. یکهو می‌بینی ‏زود زود مریض می‌شوی. زود زود می‌رنجی. زود زود کنار گذاشته می‌شوی و یکهو می‌بینی واقعا نمی‌توانی کسی را همراه خودت کنی ‏و یکهو می‌بینی همراه کسی نیستی و هوای سنگین آذرماه آن قدر ناگهانی حجم سینه‌هایت را تنگ می‌کند که نمی‌توانی به هیچ روندی، ‏به هیچ ترتیبی، به هیچ چه شد که آن شدی فکر کنی و فقط راه می‌روی و فراموش می‌کنی که دارد گلویت می‌سوزد و فراموش نمی‌کنی ‏که داری از چپ و راست زخم می‌خوری و فقط ازین که نمی‌توانی بگویی خفه‌قان می‌گیری.‏


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1394 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : یکهو ,می‌بینی ,نمی‌توانی ,یکهو می‌بینی ,
    ....

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 3 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55471
  • تعداد مطالب :149021
  • بازدید امروز :142821
  • بازدید داخلی :5261
  • کاربران حاضر :70
  • رباتهای جستجوگر:501
  • همه حاضرین :571

تگ های برتر