خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





....

    بدیش این جاست که یکهو احساس برهنه بودن می‌کنی. یکهو می‌بینی هیچ خیال و رویایی نیست که آن را همچون شنل زورو روی ‏شانه‌هایت بیندازی و بجنگی و انگارت نباشد. چشم‌هایت می‌بیند، اما دیگر ذهنت با خیال‌های او نمی‌تواند آرامت کند. یکهو می‌بینی ‏زود زود مریض می‌شوی. زود زود می‌رنجی. زود زود کنار گذاشته می‌شوی و یکهو می‌بینی واقعا نمی‌توانی کسی را همراه خودت کنی ‏و یکهو می‌بینی همراه کسی نیستی و هوای سنگین آذرماه آن قدر ناگهانی حجم سینه‌هایت را تنگ می‌کند که نمی‌توانی به هیچ روندی، ‏به هیچ ترتیبی، به هیچ چه شد که آن شدی فکر کنی و فقط راه می‌روی و فراموش می‌کنی که دارد گلویت می‌سوزد و فراموش نمی‌کنی ‏که داری از چپ و راست زخم می‌خوری و فقط ازین که نمی‌توانی بگویی خفه‌قان می‌گیری.‏


    این مطلب تا کنون 20 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : یکهو ,می‌بینی ,یکهو می‌بینی ,
    ....

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر