تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کلوز 119

    ‏۱- آقای مهندس ناظر ازم کارت خواست. اول ازم در مورد بیمه‌های مهندسی پرسید و اینکه کلوز‌ها یعنی چه و فلان اتفاق ‏اگر بیفتد باید چه کار کنیم و... بعد گفت می‌توانیم در زمینه‌ی بیمه‌های مهندسی و انرژی از شما مشاوره بگیریم؟ گفتم در ‏خدمتم. ولی کارت الان همراهم نیست. نشد که بگویم کارت ندارم. هنوز هم خودم را این کاره نمی‌دانم. فقط محض پول تو ‏جیبی آمدم سمتش. ‏
    اینکه بیمه گرهای ایرانی آدم‌های باهوشی نیستند یک حقیقت است. شرکت‌های بیمه در ایران پراند از آدم‌هایی که ‏ضریب هوشی و سطح تحصیلاتشان واقعا از مهندسی خوانده‌ها پایین‌تر است. به عینه دیده‌ام و البته خنده دارش برایم ‏همان نتیجه‌ی آقای سوزوکی شین جوء است. محیط اداری و اینکه همین جماعت به ظاهر کم هوش، موقع زیرآب زدن و ‏دوز و کلک نابغه می‌شوند... راستش چند وقتی توی پایان نامه‌های ارشد بیمه خوانده‌ها جست‌و‌جو می‌کردم. پایان نامه ‏های ارشد و دکترای رشته‌های بیمه و بازرگانی در حد پروژه‌ی یک درس ۳ واحدی از رشته‌های مهندسی است. ولی این ‏دلیل نمی‌شود که برچسب این کار را به خودم بچسبانم. ‏
    بیمه‌های مهندسی و انرژی از آن کارهای بین رشته‌ای و چهارراهی از بیمه و مهندسی و حقوق و مدیریت‌اند. و حداقل در ‏زمینه‌ی بیمه‌های انرژی می‌توانم بگویم که توی ایران به شدت کمبود نیرو وجود دارد. کسی هم از ظرایف بیمه سر در ‏بیاورد و هم از ریزه کاری‌های استخراج نفت و گاز و انرژی و پالایشگاه‌ها نانش توی روغن خواهد بود. ‏
    ‏۲- یکی از چیزهایی که واقعا برایم آزاردهنده است، عدم تقارن اطلاعاتی در بازار‌ها است. یک بازار سه رکن دارد: عرضه، ‏تقاضا، جنس یا خدمت مورد مبادله. جنس یا خدمت مورد مبادله همیشه یک ارزش واقعی دارد و یک ارزش دروغین. ارزش ‏دروغین وقتی ایجاد می‌شود که طرف تقاضا چیزهایی را نداند. اطلاعاتش کم باشد. متقاضی باشد، ولی جنس یا خدمت مورد ‏مبادله را خوب نشناسد. ‏
    برایم نماد عدم تقارن اطلاعاتی، موبایل فروش‌های پاساژ علاءالدین‌اند. آن‌ها به مشتریشان نگاه می‌کنند. اگر طرف ‏بداند، قیمتشان پایین می‌آید و اگر نداند تا می‌توانند توی پاچه‌اش می‌کنند. و دیجی کالا گربه سیاه آن هاست. تا قبل از ‏وجود دیجی کالا موبایل فروش‌های پاساژ علاءالدین سلاطین دروغ و سود بودند. ‏
    بیمه هم یکی از آن نقطه‌هایی است که عدم تقارن اطلاعاتی در آن موج می‌زند. در رشته‌های بیمه اتومبیل که عموم مردم ‏سر و کار دارند شدت آن کمتر است و در رشته‌ای مثل بیمه‌های مهندسی و انرژی که واقعا داستانشان فرق می‌کند این ‏عدم تقارن اطلاعات دیوانه کننده است. مشتری بیمه‌های مهندسی عمدتا پیمانکاران پروژه‌های مهندسی و اهالی صنعت‌اند. ‏دید پیمانکاری به‌شان می‌گوید که تا می‌توانند بیمه‌ی ارزان تری بخرند. غافل از اینکه بیمه‌ی ارزان‌تر، یعنی تو پاچه ‏رفتن اعظم. و از آن طرف هم بیمه‌های مهندسی آن قدر دنگ و فنگ دارند که آخرش پیمانکار از همه جا بی‌خبر دستش ‏توی گردو می‌ماند. ‏
    ‏۳- می‌خواهم کم کمک ثبت تجربه‌ها کنم. باشد که روزی به کار خودم بیاید و ازش فرا‌تر از پول تو جیبی دربیاورم... هر از ‏چند گاهی داستان یک خسارت در پروژه‌های مهندسی را روایت می‌کنم و برخوردهای بیمه را شرح می‌دهم. چند رشته‌ای ‏بودن بیمه‌های مهندسی را با داستان‌هایش بیشتر می‌توانم ثابت کنم. ‏
    ‏۴- مطمئنا اگر کسی بخواهد تاریخ دهه‌های ۸۰ و ۹۰ قرن ۱۴ شمسی ایران را بیهقی وار بنویسد، باید از سدسازی در این ‏بوم و بر یک روایت مشروح به دست دهد. سدهایی که مثل قارچ در دهانه‌ی هر باریکه رودی که در دره‌های ایران جاری ‏بود شروع کردند به ساخته شدن. پیمانکار‌ها و مهندسان بی‌شماری در عرصه‌ی سدسازی مشغول به کار شدند. خیلی از این ‏سد‌ها ساخته شدند و هیچ وقت آب پشتشان جمع نشد. (مثلا سد کریت.) چند تایی هم ساخته شدند و باعث افتخار ‏مهندسان ایرانی شدند. و خیل عظیمی هم تبدیل به پروژه‌هایی طویل المدت شدند. تبدیل شدند به پروژه‌هایی مثل مصلای ‏امام خمینی تهران که ساختنش در هر صورت ضرر است. ‏
    باری، برای شرکت‌های بیمه سدسازی کار پرفایده‌ای است. هزینه‌ی بیمه کردن ساخت و ساز سد نسبتا بالا است و حق بیمه ‏ی خوبی را به شرکت‌های بیمه تزریق می‌کند. البته ریسک حوادث هم بالا است. ‏
    شرکت‌های توسعه منابع آب و نیروی ایران در استان‌های مختلف، متولی بیمه کردن پروژه‌های سدسازی هستند. ‏
    سد گرده بین یکی از آن سدهایی است که ساختش شاید سال‌های سال طول بکشد. طبق برنامه زمان بندی باید ۵ساله ‏ساخته می‌شد. اما بعد از ۵ سال تنها ۲۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. و این یعنی اینکه سرانجام این سد مشخص ‏نیست. ‏
    به هر حال شرکت آب و نیرو بیمه‌ی تمام خطر پیمانکاری ساخت این سد را به مدت ۴سال خریده بود. با تمام پوشش‌ها و ‏تمام کلوز‌ها. یکی از این کلوز‌ها، کلوز ۱۱۹ بود. کلوزی که موسوم است به کلوز اموال مجاور. اموال مجاور هم یعنی آن ‏دسته از تاسیسات و ساختمان‌ها و دارایی‌هایی که برای کارفرما یا سایر پیمانکاران پروژه است، ولی برای کار در اختیار ‏پیمانکار بیمه گذار قرار گرفته است. ‏
    ‏۴سال پروژه در خواب و بیداری به سر می‌برد و پیش نمی‌رفت. تعطیل شده بود. تا اینکه در پایان چهارمین سال بیمه گذار ‏اعلام خسارت کرد. چطور؟ پروژه‌ی ساخت سد متوقف شده بود. ولی تجهیز کارگاه‌ها به راه بود. کانکس‌ها و خانه‌هایی ‏که برای کارکنان و مهندسان و کارگران ساخت سد آماده شده بودند، هنوز به راه بودند. ‏
    پیمانکار برای اسکان کارکنانش از کانکس استفاده کرده بود و کارفرما هم به خاطر اجر و قربی که داشت برای خودش ‏ساختمان سازی کرده بود. ولی در اختیار پیمانکار هم قرار می‌داد. خسارت در یک نیمه شب بهاری اتفاق افتاد: آتش سوزی. ‏خانه‌های متعلق به کارفرما دچار آتش سوزی شدند. تا تیم سه نفره‌ی آتش نشانی با مایلر قدیمی خودشان از شهر برسند ‏به محل کارگاه پروژه در روستای گرده بین، خانه سوخته بود و کانکس‌ها هم دود هوا شده بودند. تیم سه نفره‌ی آتش ‏نشانی هم فقط توانستند به انتظار بنشینند که کی آتش تمام می‌شود... ‏
    خسارت کمی هم نبود. چندین کانکس اسکان و یک خانه با تمام تجیهزات، تمام و کامل در آتش سوخته بودند. و این ‏خانه و تجهیزات هم جزء اموال مجاور حساب می‌شدند. ‏
    بیمه گذار خیالش راحت بود که بیمه نامه‌ی تمام خطر مهندسی، پوشش اموال مجاور و کلوز ۱۱۹ را دارد. حد غرامت را هم ‏همان اول کار با چانه زدن برداشته بود و در ظاهر شرکت بیمه باید بدون هیچ سقف و چون و چرایی خسارت را پرداخت می‌‏کرد. ‏
    شرکت بیمه کار‌شناس خودش را به حادثه فرستاده بود و صورت برداری کرده بود که چه اموالی در آتش از بین رفته‌اند. ‏علت آتش سوزی نامعلوم بود. گزارش آتش نشانی هم نکته‌ی روشن کننده‌ای نداشت. شرکت بیمه نمی‌توانست به بهانه ‏ی عمدی بودن آتش سوزی شانه خالی کند. ‏
    ولی شانه خالی کرد. ‏
    بعد از یک هفته خسارت غیرقابل پرداخت اعلام شد. ‏
    چرا؟ 
    با استناد به‌‌ همان کلوز ۱۱۹. ‏
    متن کلوز ۱۱۹ چه می‌گفت؟ ‎ ‎بند اول آن این شکلی است: ‏
    It is agreed and understood that otherwise subject to the terms، exclusions، provisions and ‎conditions contained in the Policy or endorsed thereon and subject to the Insured having paid the ‎agreed extra premium، Section ۱ of this Policy shall be extended to cover loss of or damage to the ‎existing property or property belonging to or held in care، custody or control by the Insured caused ‎by or arising out of the construction or erection of the items insured under Section ۱. ‎
    ‎ Insured property: ‎
    ‎ Sum insured: ‎
    در متن کلوز به صراحت ذکر شده بود که خسارت وارد به اموال مجاور در صورتی پرداخت می‌شود که ناشی از عملیات ‏ساخت یا نصب آیتم‌ها توسط پیمانکار باشد. در حالی که آتش سوزی در نیمه شب اتفاق افتاده بود. پروژه متوقف شده بود و ‏این آتش سوزی ناشی از عملیات ساخت پروژه یا نصب چیزی در پروژه نبود. بیمه گذار می‌توانست ادعا کند که پروژه ‏متوقف نشده. ولی نمی‌توانست ادعا کند که آتش سوزی در روز و حین کار پروژه اتفاق افتاده است. شرکت آب و نیرو کلوز ‏مربوطه را خریده بود ولی متن کلوز را به دقت نخوانده بود... ‏
    راه حل چه بود؟ کلوز ۱۱۹ کلوز خوبی است. نامش گویای کامل بودنش است: اموال موجود کارفرما یا اموال متعلق یا تحت ‏مراقبت، حفاظت یا کنترل بیمه گذار. ولی شرط پرداخت خسارت آن این است که خسارت به خاطر کارهای اجرایی پروژه ‏باشد. اگر حوادث ناشی از کارهایی غیر از عملیات اجرایی پروژه اتفاق بیفتند این کلوز به داد کسی نمی‌رسد. ‏
    بیمه گذار می‌توانست علاوه بر پوشش بیمه تمام خطر مهندسی برای خانه‌های کارفرما که در اختیارش قرار گرفته بودند، ‏بیمه آتش سوزی هم بخرد. پولش زیاد نمی‌شد. ولی در چنین روزی که از بیمه مهندسی نومید می‌شد، می‌توانست به راحتی ‏از طرف بیمه آتش سوزی خسارتش را بگیرد...! ‏

    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 24 تير 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : بیمه ,مهندسی ,کلوز ,پروژه ,خسارت ,سوزی ,بیمه‌های مهندسی ,بیمه گذار ,اموال مجاور ,خدمت مورد ,شرکت بیمه ,موبایل فروش‌های پاساژ ,
    کلوز 119

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 3 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55471
  • تعداد مطالب :149021
  • بازدید امروز :142703
  • بازدید داخلی :5260
  • کاربران حاضر :72
  • رباتهای جستجوگر:511
  • همه حاضرین :583

تگ های برتر