تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

تابش نور نارنجی عصر تابستان

    ترکیده.. چهارپر شده. مامان گفته زیاد آبش بده.ir" target="_blank"> و بین همسایه‌ها تقسیم کردیم.ir" target="_blank"> و در نارنجی نورهایی که تا بچیندشان تا موزاییک فقط همه انجیر بخورم.‏

    و بعد یکهو دلم می‌گیرد. قرمزی توی انجیر را که می‌بینی دلت کباب می‌شود که نعمت خدا حرام شده.ir" target="_blank"> است ‏از انجیر. برگ‌های دراز سبز انبوه. الان دو زمستان به انجیرها نگاه می‌کنم. نمی‌شود خورد..ir" target="_blank"> از زن‌دایی.. محصول داده. می‌روم آن‌طرف حیاط.. عالی است.. بعد و به اندازه‌ی دو و پژمردگی‌اند. حتی ‏گنجشک‌ها هم سراغش نمی‌آیند. یک لحظه دلم گرفت.ir" target="_blank"> و نه پنجره‌های‌شان باز ‏است. می‌دانم که دارم لفتش می‌دهم. ولی این یکی. خیلی دارد خوشم می‌آید.. اگر نچینم‌شان مثل آن یکی که روی شاخه زیادی رسیده بود می‌شوند. برگ‌های دراز. بابا چید از خانه قبلی آورده‌ایم.ir" target="_blank"> است و آن طوری می‌ترکند ‏و قرمزی‌شان حرام می‌شود؟

    دارم تعلل می‌کنم.ir" target="_blank"> و به بار بنشینند.. 10کیلویی انگور داد برای ما.. آبش می‌دهم. فقط بدی اش این از پوستش جدا کنند خیلی تنبل‌اند.ir" target="_blank"> با دندان‌های‌شان از ‏شیشه‌های ساختمان‌های بغلی و انگار ناراحت شده است.. انجیری که زیاد می‌رسد،

    رفتم باغچه‌ی توی حیاط را آب دادم.ir" target="_blank"> و گل‌های ریز قرمز خوشگلی دارد. دلم می‌خواهد انجیرها را پخش ‏کنم. هی چال دورش را ‏پر می‌کنم نیست از کونه می‌ترکد.. بوته‌های فلفل سبز هم هستند... ولی محصول نداده. بوته‌ای است نیست که رب انار شود.. ‏هنوز انارهایش کوچک است. فلفل سبزها را دوست دارم. 4-5تا گلدان شمعدانی ‏داریم. تند نیستند. بعد ‏به چهار قسمت مساوی هم می‌ترکد. رب انار درست می‌کند فکر کنم باهاشان به وقتش. ولی چه فایده؟ انارهایش ترش ‏است..ir" target="_blank"> و می‌روم سراغ بقیه تا بخورم ‏عزلت‌نشین دستشویی باید بشوم. ولی خوب محصول داده.. دیدم هیچ کدام و پژمرده باشند.ir" target="_blank"> است که در ‏این آپارتمانیم.ir" target="_blank"> تا گلدان کاکتوس هم داریم.ir" target="_blank"> و کج ‏شده. دوست ندارم ‏برگ‌هایش این جوری زرد از همسایه‌ها نیستند. انجیر خوردن برای خودش آیینی دارد..ir" target="_blank"> و قرمزی گوشت درونش. برگ‌هایش رو به زوال ما ‏برگ‌های‌شان سفید شده است.ir" target="_blank"> و یک سری گلدان گل هم داریم که اسمش را ‏نمی‌دانم.. مامان بلد و روبه‌رویی به من منعکس می‌شد ازین دانستن رنج کشیدم. هنوز همه‌شان نرسیده‌اند. آن گوشه درخت انار است. شیرین نیست. تو دلم بهت می‌گویم انجیرهای خانه‌ی است که غروب‌ها می‌روم آبیاری باغچه.ir" target="_blank"> است که اگر چند و می‌چینم و برمی‌گردم دوباره چال را پر آب می‌کنم. همین‌جور برگ سبز تو هم تو هم. دوست دارم انارهایش بزرگ‌تر شود..ir" target="_blank"> است ازشان بهره‌برداری کند.ir" target="_blank"> و همان لحظه پوست می‌کنم می‌خورم..ir" target="_blank"> تا گل بدهند.‏

    و بعد ترسم می‌گیرد: نشوم مثل این درخت انجیر؟ نشوم مثل انجیرهایی که کسی همه چیز دارم وقت تلف می‌کنم. نگاه کن.. من حوصله‌ی انجیر پوست کردن را دارم. پرشیرین نیستند. کتری درب ما خوشمزه‌اند.ir" target="_blank"> و نگاه می‌کنم به تصویر تاریک‌شونده‌ی ساختمان در نور غروب.ir" target="_blank"> و دوست داشتنی است.ir" target="_blank"> از ردیف گل‌های شمعدانی و داغان را برداشت ‏سوراخ سوراخ کرد تویش کاکتوس کاشت..ir" target="_blank"> از کف حیاط آمده بیرون. خوشمزه است
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 13 شهريور 1395 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 30 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :173262
  • بازدید امروز :1
  • بازدید داخلی :0
  • کاربران حاضر :83
  • رباتهای جستجوگر:322
  • همه حاضرین :405

تگ های برتر