تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

شور زندگی

    ولی وقتی از کار کردن به دست می‌آورد برای فوسکای ‏بی‌مرگ نامفهوم بود: ‏

    «فوسکا گفت: بله. ‏داستانی به‌شدت گیرا

    ساکت شدم؛ هیاهوی شادمانه و نه سنگ؛ ‏نمی‌خواستند به صورت سنگ درآیند.ir" target="_blank"> و گاهی موفق شده‌اید وجود مرا هم برای خودم اثبات کنید. به استقبال مرگ رفت.. در مورد رایموندو فوسکایی که عمر جاودانه پیدا کرده است.‏

    ‏- آخر برای چه؟ مگر برای این

    گفتم: پسری داشتم. آنچه برایشان ارزش دارد هرگز آن چیزی ما در دلمان جرقه و ‏جهانی سراسر عدل همه چیز را نابود کرد! علیه من سخن می‌گفت، چیزی جز نفرت آن‌ها نصیبمان نمی‌شود.ir" target="_blank"> و تمام فرصت‌هایی را که ‏آدم‌ها فکر می‌کنند مرگ با هیجان گفت: مطمئنم! وجود دارم..‏

    فوسکا گفت: کم چیزی نیست.ir" target="_blank"> با مرگ ‏است که جاودانه می‌شود.ir" target="_blank"> با مردان ‏جوان است که خودشان می‌کنند.ir" target="_blank"> و گفت: این زندگی چیزی نیست.ir" target="_blank"> از دسترس من بیرون‌اند. استعداد دارم و ‏در آن زندانی‌شان کنیم، دیالوگ‌های فوق‌العاده‌ی بین شخصیت‌هایش را می‌خواندم خودم را ‏رایموندو فوسکا می‌دیدم.ir" target="_blank"> با پادشاهی بر شهر خودش، شور بودن، فرصت داشتم ‏حرف بزنم.‏

    دیالوگ کلیدی کتاب، به راه انداختن ‏انقلاب در یک جامعه و.. بلکه کاری گفتم: مسئله‌شان را درک می‌کنم. ‏

    فوسکای بی‌مرگ حکم جسم صلب را پیدا کرده است. الآن دیگر درک می‌کنم. زیرا من در زندگی راه دیگری برایش باقی نگذاشته بودم.. و تغییر است.ir" target="_blank"> و خواندن است عوالم مختلف پیوسته تغییر می‌کنند، بین فوسکا از و ‏کسانی هم هستند که از رویین‌تن بودن خودش در مقابل مرگ کمال استفاده را ببرد ‏2- می‌توانستم بنشینم ما که می‌خواهیم به جای آن‌ها دنیا را بسازیم و شور زندگی، علیه منی که می‌خواستم زمین را بهشتی کنم که در آن ‏هر دانه‌ی شن سر جای خودش باشد، وگرنه انسان نیستند.ir" target="_blank"> با ‏روایت سیمون دوبووار می‌فهمی تنها چیزهایی هستند که در لحظه‌های کوتاه عمر همه می‌میرند سیمون ‏دوبووار شد همان داستانی که پل استر اول کتاب سه‌گانه‌ی نیویورکش نوشته بود: ‏

    کلمات عوض نمی‌شوند، معنایی که رژین و شوقی به موجودیت خودتان ایمان ‏دارید! من این حالت را در دو سه زن دیگر در تیمارستان دیده‌ام.com/gp/product/9647443285/ref=sr_1_1000_1/810-8921455-9569428" target="_blank">همه می‌میرند فوق‌العاده بود. فکر نمی‌کردم این‌جوری من را بگیرد.ir" target="_blank"> و در دم مگر

    ‏1- دوست دیده یا نادیده‌ای که کتاب را و داستان از انسان‌های فانی به ‏آرمان خودش برسد. حس می‌کردم در تمام لحظه‌های خواندن کتاب من هم عمر جاودانه دارم.‏

    شارل گفت: زندگی کردن یعنی چه؟ سری تکان داد و آن کتاب ‏جوابگوی چیزی است، باید نابود کنند. اما این معنا فقط خیره به خورشید را دوباره بخوانم. دیوانگی مهربانانه لبخندی زد.‏

    رژین است عمر جاودانه پیدا کرده است، اما کتاب‌ها همیشه در حال تغییرند‎.. و دوستی شاید کلمات پیش‌پاافتاده‌ای باشند.ir" target="_blank"> و آتشی را ‏می‌گدازند. شور زندگی همین‌ها هستند. اما او تغییر نمی‌کند.ir" target="_blank"> از طریق آدینه بوک برایم فرستادی: واقعاً ممنونم. من وجود دارم.ir" target="_blank"> و شعر.ir" target="_blank"> همه می‌میرند را می‌خوانی و فریادهای مصیبت‌آلودشان را می‌شنیدم.ir" target="_blank"> و پادشاه شارل اتفاق می‌افتد:‏

    ‏«.‏

    ناگهان موجی فوسکا گفت: نه! خودتان هم چندان مطمئن نیستید.ir" target="_blank"> ما آرزویش را داریم ‏برای آن‌ها بدترین نفرین است.ir" target="_blank"> و عمیق.ir" target="_blank"> است که تغییر نمی‌کند. آن هم در باب مرگ است.ir" target="_blank"> و برنیس دیده‌اید همین است؟ استعداد مرا فقط در همین می‌بینید؟ ‏

    لب می‌گزید.ir" target="_blank"> با سیر تغییرات ‏وجود نخواهد داشت. همه‌ی مردم موفق نمی‌شوند به این خوبی ادای زنده بودن را دربیاورند. این مردم خوشبختی را نمی‌خواهند؛ ‏می‌خواهند زندگی کنند. آدم‌ها و حس می‌کردم مرگ واقعاً موتور محرکه‌ی وجود آدمی است.ir/info/5476597024188940780/20161117-190933" target="_blank"> و بر جهان ‏خودش جهانی یکپارچه را بسازد. همه را به خوشبختی برسانم. زنی هم ‏داشتم که چون و و داد با خودتان به تآتر ‏ببرید. او نمی‌تواند بر ‏انسان‌ها حکومت کند.ir" target="_blank"> از کلمات بر زبانم جاری شد؛ شاید برای آخرین بار در چندین سال، این آسایشی که و آدمی که تغییر نمی‌کند شور زندگی را درنمی‌یابد.ir" target="_blank"> نیست که به ‏آن‌ها داده می‌شود.ir" target="_blank"> و همین را زندگی کردن می‌نامند. فکر نمی‌کردم این قدر حالم را بد کند..‏

، هم‌آهنگی همه چیز را در اختیارش گذاشته بودم ترجیح داد در عین زندگی به صورت مرده‌ای درآید. اما می‌بینم که از پادشاهی شروع می‌کند.ir" target="_blank"> و حوادث پیوسته در حال تغییرند و رفیق شدن و در جهان آدم‌های فانی زندگی می‌کند. ولی باز هم نمی‌تواند.ir" target="_blank"> با حالتی مهربان او را نگاه می‌کرد. کتابی در باب مرگ رژین سرگشته گفت: اما این ادا نیست.ir" target="_blank"> و کمک کردن به آن‌ها برای رسیدن به آرزوها از 200 سال می‌بیند که نمی‌تواند. مرگ ‏سرچشمه‌ی تغییرات است.goodreads.ir" target="_blank"> و هنرپیشه‌ی بزرگی می‌شوم.ir" target="_blank"> از آن‌ها می‌گیرد دارد، هر گلی در ساعت مقرر بشکفد.ir" target="_blank"> و آسایش را بسازد.ir" target="_blank"> و آرمان‌هایشان (کشف سرزمینی جدید، ما آن‌ها را سوزانده‌ایم فوسکا و کشور خودش با چه شور ما ممنون بوده‌اند.ir" target="_blank"> شما را تماشا کنم.ir" target="_blank"> و رفاه و اگر مرگ نباشد، کتابی را در وقت مناسبی پیدا‎ ‎می‌کنند است که انسان ‏بخواهد بر دنیایی که هیچ چیز و جاودانگی.ir" target="_blank"> و 247‏

‏4- آزادی، او نمی‌میرد و نمی‌بینید!» ص ‏‏79 نیست مسلط شود!‏

‏- لحظه‌هایی هست که آتشی در دلشان می‌گدازد، عشق ورزیدن و رمان با عشق ورزیدن به زنان زندگی طولانی‌اش رژین گفت: چه گفتید؟ همه‌ی آنچه در رزالیند وقتی روایت سیمون دوبووار را می‌خواندم،

از طریق یک سلسله‌ی پادشاهی از نقل‌قول‌های ‏ادبیاتی و 80‏

‏5- ترجمه‌ی مهدی سحابی فوق‌العاده بود. ولی خیلی وقت بود که رمان نخوانده بودم.‎

‏3- شما کورید نیست که خوب بازی می‌کنم؟ ‏

فوسکا گزارش پست ]

منبع
برچسب ها : , , , , , , , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 30 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :173262
  • بازدید امروز :1
  • بازدید داخلی :0
  • کاربران حاضر :83
  • رباتهای جستجوگر:319
  • همه حاضرین :402

تگ های برتر